الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

148

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

مىدهند ، تا آنجا كه از چگونگى راه رفتن يك انسان مىتوان با دقت و موشكافى به قسمت قابل توجهى از اخلاق او پىبرد . آرى آنها متواضعند ، و تواضع كليد ايمان است ، در حالى كه غرور و كبر كليد كفر محسوب مىشود ، در زندگى روزمره با چشم خود ديده‌ايم و در آيات قرآن نيز كرارا خوانده‌ايم كه متكبران مغرور حتى حاضر نبودند به سخنان رهبران الهى گوش فرا دهند ، حقايق را به باد مسخره مىگرفتند ، و ديد آنها فراتر از نوك بينى آنها نبود ، آيا با اين حالت كبر ايمان آوردن امكان پذير است ؟ ! آرى اين مؤمنان بنده خداوند رحمانند ، و نخستين نشانه بندگى همان تواضع است . تواضعى كه در تمام ذرات وجود آنان نفوذ كرده و حتى در راه رفتن آنها آشكار است . و اگر مىبينيم يكى از مهمترين دستوراتى كه خداوند به پيامبرش مىدهد اين است كه وَلا تَمْشِ فِي الأَرْضِ مَرَحاً إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الأَرْضَ وَلَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولًا : در روى زمين از سر كبر و غرور گام بر مدار چرا كه نمىتوانى زمين را بشكافى و طول قامتت هرگز به كوه‌ها نمىرسد . ( سوره اسراء آيه 37 ) نيز به خاطر همين است كه روح ايمان تواضع مىباشد . راستى اگر انسان كمترين شناختى از خود و جهان هستى داشته باشد مىداند در برابر اين عالم بزرگ چه اندازه كوچك است ؟ حتى اگر گردنش همطراز كوه‌ها شود تازه بلندترين كوه‌هاى زمين در برابر عظمت زمين كمتر از برآمدگىهاى پوست نارنج نسبت به آن است ، همان زمينى كه خود ذره ناچيزى است در اين كهكشانهاى عظيم . آيا با اين حال كبر و غرور دليل جهل و نادانى مطلق نيست ؟ ! در حديث جالبى از پيامبر ص مىخوانيم كه روزى از كوچه اى عبور مىكردند جمعى از مردم را در يك نقطه مجتمع ديدند از علت آن سؤال كردند